علي اكبر محمودي دشتي

152

ادلهء اثبات دعوى ( فارسي )

حنفي ها كه قائل شده اند به اينكه اقرار " انشاء " است . وبعض ديگر گفته اند كه اقرار دو حيثيت دارد يك حيثيت اخبارى وديگرى حيثيت انشائى ( 1 ) . مؤلف كتاب الوسيط نيز مىگويد : اقرار از نظر مضمون ومحتوى يك عمل مادي است مثل شهادت وسوگند وساير اعمال ارادى انسان واز جهتي ديگر چون اقرار مستلزم آن است كه شخص " مقر " خود را از مخاصمه كنار زده وطرف خود را از اقامه دليل معاف بدارد كه اين عمل يك تصرف قانوني است وانشاء محسوب مىگردد . مثل ابراء وعتق كه يك عمل ارادى است وقائم به يك طرف مىباشد ( 2 ) . ومقصود از اخبار در تعريف تنها اخبار به لفظ صريح نيست . بلكه هر لفظي كه دلالت بر مدعى نمايد بلكه حتى اگر به اشاره باشد . مادة 1260 قانون مدنى مىگويد : " اقرار واقع مىشود به هر لفظي كه دلالت بر آن نمايد " چرا كه گاه مىشود شخص مقر در مقام جواب مىباشد وتنها با يك كلمه " بله " يا " آرى " از أو ، اقرار محسوب مىشود . ومادة 1261 قانون مدنى نيز مىگويد : " اشاره شخص لآل كه صريحا حاكى از اقرار باشد صحيح است " از قيد " لآل " معلوم مىشود كه اشاره در صورتي اقرار محسوب مىگردد كه شخص " مقر " عاجز از كلام صريح باشد واگر شخص قادر به تكلم باشد نمىتوان اشاره أو را اقرار تلقى نمود . اما چنين تقييدى وجهي ندارد چرا كه انسان قادر به تكلم چنانچه با سر تكان دادن ، مطلبي را اثبات نمود ولفظي به كار نبرد ، عرف چنين اشاره اى را اقرار تلقى مىنمايد . پس اشاره شخص " مقر " در دلالت بر اقرار مقيد به عجز از تكلم نيست .

--> ( 1 ) الموسوعة الفقهية : 6 ، مادة اقرار . ( 2 ) الوسيط 2 : 484 .